برگریز
اولین جمعه ای که قرار شد برم عکاسی از پائیز با خانواده محترم و یه خانواده محترم دیگه قرار شد بریم به شهر تویسرکان( البته همه تعجب کردن که من چرا این یک بار تنها نرفتم عکاسی ) هم ناراحت بودم که چرا نتونستم بمونم و گزارش برگریزان رو بگیرم هم خوشحال که بعد از سالها میرفتم تویسرکان حد اقل اونجا یکمی عکس میگیرم . از مسیر گنجنامه رفتیم که به خاطر اینکه خودم رانندگی میکردم نتونستم زیاد از مسیر عکس بگیرم ولی چند لحظه ای که توقف داشتیم چند فریم گرفتم.


روز بعد هم با نیما رفتیم عکاسی که از شانس بد من هوا ابری شد ونتونستیم عکاسی کنیم ناچارا آتیش باز کردیم ومقداری سیب زمینی ( بماند که از کجا آوردیم) کباب کردیم -جاتون خالی


دیروز هم با نیما باز رفتیم همون مسیری که چند روز قبل رفتیم - ظهر هوا صاف بود وقتی که من گفتم بریم عکاسی هوا یه هو گرفت وابری شد - البته چند وقتیه روزگار در همه مواردی با من راه نمیاد





توی مسیر اداره و پشت پنجره خونه همش شده پائیز

امروز جمعه از خواب بیدار شدم دیدم داره برف میاد ( اولین برف امسال) برام جالب بود - یه لحظه تمام خاطرات عکاسی از برف پارسال با نیما برام مجسم شد - وپیش خودم گفتم وای باز سرما وعکاسی شروع شد . تا ظهر کنار بخاری دراز کشیدم ساعت ۱ نیما بهم اس ام اس داد( ببخشید پیامک) گفت ۵/۱ با بچه ها قرار گذاشتم که بریم عکاسی .با وجود اینکه حسش نبود نهار نخورده رفتیم روستای دیوین
سعید کرمی-21 مهر1353 -صحنه-کرمانشاه