با همه مشکلات واتفاقات برای دیدن دوستان رفتم تهران ولی کار اصلی انجام نشد اما یه سر رفتم دفتر جام جم ودوستان سرویس عکس جام جم رو دیدم وبیشتر با اونها اشنا شدم .ساتیار امامی رو دیدم همون طوری بود که احساس میکردم- مهربون و دوست داشتنی و پرتلاش. 

                                  بریم سر اصل مطلب که عکسهای این چند وقته

۱))قصه از اینجا شروع شد.....صبح روز یکشنبه ای بود که برف شروع به باریدن کرد ولی کوتاه.یه مرخصی یک ساعتی گرفتم و از ارداه زدم بیرون شروع به عکاسی کردم . چون زمان بارش کوتاه بود وآنچنان برف روی زمین ننشست عکسها خوب نشدن .قصد ارسال عکسها به جام جم نداشتم اما اتفاقاتی رخ داد که مجبور به ارسال شدم 

ادامه عکسهای برف روی خط جام جم آنلاین

 ۲))از چند وقت قبل از روز معلولین تصمیم داشتم از یه مرکز توانبخشی یا انجمن معلولین عکاسی کنم وبه خاطر اینکه یکی از دوستام (آقای شریفی نژاد)توی مرکز توانبخشی کار میکنه تصمیم گرفتم برم واز اون مرکز عکاسی کنم

در زمانی که عکاسی میکردم هزار بار خدا رو شکر کردم به خاطر سلامتی که به ما داده .آخر برنامه بود که مشغول عکاسی از مرکز فیزیوتراپی بودم  بچه ۵-۶ ساله ای که از کمر به پائین فلج بود اومد برای معاینه وفیزیوتراپی اسمش رضا بود چند فریم عکس ازش گرفتم شروع کردبه گریه کردن من هم آرومش کردم ولی از چشماش که هر جای سالن میرفتم دنبالم بود میخوندم که میگه از من عکس نگیر - خیلی حالم بد شد به یاد علیرضای خودم افتادم وعکاسی رو تعطیل کردم و از سالن زدم بیرون.

ادامه عکسهای روز معلولین رو اینجا روی خط جام جم آنلاین ببینید

۳))قرار بود با چند تا از بچه های اداره روز عرفه مرز خسروی در قصر شیرین باشیم اما قسمت ما حسینیه امام همدان بود

عکسهای روز عرفه من و دیگر دوستان جام جمی رو اینجا ببینید

۴))روز عید قربان هم روزی بود برای خودش . با نیما ویکی از دوستان خانه عکاسان سطح شهر گشتیم واز خرید وفروش گوسفند عکاسی کردیم

دنبال یه بنده خدایی راه افتادیم که برم منزاش واز لحظه سر بریدن گوسفند هم عکاسی کنیم

ادامه عکسهای روز عید قربان من ود وستان جام جمی رو اینجا ببینید

۵))یه روز جمعه با نیما راه افتادیم به طرف کوره های آجر پزی شهر جورقان ولی به دلیل اینکه کار وکاسبی اونها هم از رونق افتاده بود و وزمان قالب کردن اجر وخشت گذاری تموم شده بود جند فریم از بار کردن آجر وخود کوره هایی که بطور سنتی مشغول به کار بودن عکس گرفتیم

۶))روز عید غدیر هم از طرف اداره وبا تعدادی از مسئولین راه افتادیم به طرف شهر قم شبی هم رفتیم مسجد جمکران اونجا هم حال وهوای خوش رو داشت

 ۷))جشنواه منطقه ای تاتر کشوری در همدان برگذار شد ومن تونستم یکی از تاتر ها رو عکاسی کنم به اسم(دل و قداره) کاری از هنرمندان استان گلستان-عکسها زیاد دلچسب نشد که بیشتر اینجا بذارم

بلاخره عکسها تموم شد - خدا کنه این بار تنبلی نکنم وزود به زود آپدیت کنم که انقدر طولانی نشه 

یا علی