وقتی دیر به دیر آپدیت کنم این مشکلات هم داره که عکسها زیاد بشه و......                      

روز شنبه که از یزد برگشتم کاملا استراحت کردم روز یکشنبه هم طبق معمول هر هفته به کارگاه عکاسی رفتیم .دوشنبه صبح که از خواب بیدار شدم طبق معمول هر روز رفتم پای پنجره دیدم حسابی برف اومده و اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که با این همه برف چطور برم اداره

اولین فریمی که دم در خونه از بارش برف گرفتم

توی اداره همش دلم توی کوچه وخیابون بود وبه فکر یه فرصت که جیم بزنم برم عکاسی. ظهر یه نیم ساعتی زودتر از اداره مرخصی گرفتم وزدم بیرون که حد اقل کمکی عکاسی کنم تنها جایی که به ذهنم رسید پارک مردم بود که جای خلوتی شده بود برای دیدارها .....

گزارش برف روی خط جام جم آنلاین

سه شنبه با نیما قرار گذاشتیم بریم عکاسی تئاتری به نام( پل ) که فضای خیلی خوبی داشت

گزارش تئاتر پل روی خط جام جم آنلاین

یادم نیست چه روزی بود که رفتم عکاسی از کارگاه های چرم سازی و بازارچرم فروشها ( آلزایمر اذیتم میکنه - به بزرگی خودتون ببخشید)

گزارش کارگاه های چرم سازی روی خط جام جم آنلاین

روز بعد قرار شد من از اداره که اومدم با نیما نهار رو بیرون بخوریم بریم گنجنامه از طبیعت برفی عکاسی کنیم ( بماند که کجا رفتیم وتا ساعت 3 نهار بهمون ندادن ) ساعت 4 خیلی با عجله راه افتادیم به طرف تاریک دره عکسها هم خوب نشد .کار عجله همینطوره دیگه

نیما از تبریز براش مهمون اومده بود و رفت دنبال دوستش قرار شد جمعه از صبح بزنیم بیرون وبا دوستش یریم عکاسی از برف که راه به راه شدیم وانها زود تر رفتنه بودن پیست اسکی من توی محوطه گنجنامه منتظر بودم یه ساعتی اونجا بودم وچند فریم از صخره نوردایی که از آبشار یخ زده گنجنامه بالا میرفتن عکس گرفتم

 تصمیم گرفتم پیاده راه بیفتم به طرف همدان توی مسیر هم باز کمکی عکاسی کردم

وقتی رسیدم پائین نیماهم اومده بود میدان قائم که با هم برخورد کردیم و از بچه ها ومردمی که برای تفریح وسرسره بازی اومده بودن به بلوار ارم عکس گرفتن شروع شد ( این مردم از دست عکاسها نمیتونن یه ساعتی آسایش داشته باشن)

چندین دوشنبه بود که میخواستم برم واز مسابقات لیگ برتر کشتی عکاسی کنم که جور نمیشد این هفته هم با وجود اینکه گفتم زود برم ولی نیم ساعت آخر مسابقه رسیدم . اون هم با چه مصیبتی رفتم داخل مسابقات در حال تمام شدن بود وتیم همدان هم با نتیجه سه به چهار از تیم مازندران باخت

و بیشتر دلم به حال هوادارایی سوخت که با چه شور وحالی تیم همدان رو تشویق میکردنن ولی آخرش گریان سالن رو ترک کردن.

سه شنبه برنامه های جشنواره زمستانی شروع شد ولی اون حس وحال برنامه پارسال رو نداشت . بعد از ظهر توی محوطه استخر عباس آباد برنامه ساخت آدم برفی بود که تا ساعت حدود 6 طول کشید. ولی استقبال اصلا مثل سال گذشته نبود.

ساخت آدم برفی روی خط جام جم آنلاین

دیروز هم با نیما رفتیم گنجنامه برای عکاسی از مسابقه سخره نوردی وساخت آدم برفی که باز دیر رسیدیم و اواخر برنامه ها بود.

امروز هم از صبح برف داره میاد( متاسفانه فکر کنم اینطور که پیش میره سفر عکاسی هفته دیگه کنسل بشه)

 هوا تاریک زدم وبیرون که از شبهای برفی همدان عکاسی کنم ( تازه هم اومدم خونه)که به نظر خودم عکسها بد نشد.

فردا هم نمیدونم چی پیش میاد - شما میدونید؟؟؟؟؟

یاعلی مدد